هرگز از مرگ نهراسيده ام،

اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود

هراس من باري‎‎‏، همه از مردن‏ِ در سرزميني ست،

كه مزد گوركن از آزادي آدمي افزون باشد

جستن،

يافتن،

و به اختيار برگزيدن

و از خويشتنِ خويش بازويي پي افكندن

اگر مرگ را، از اين همه ارزشي بيشتر باشد

حاشا،  حاشا؛

كه هرگز از مرگ هراسيده باشم

احمد شاملو

 



تاريخ : Tue 5 Jul 2016 | 4:37 AM | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.