هر وقدر که بیشتر میگذره چگالیم بیشتر میشه. چگالی، جالب نیست؟ هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز برای توصیف خودم از کلمه چگالی استفاده کنم. درست مثل اخلال گر. دیستراپتیو. اخلال گر. ما کم کم متوجه میشیم که چی هستیم، و گاهی چیزی که هستیم رو صفات و کلمات دم دستی نمیتونه توصیف کنه. کلمات رو توی ذهنم شخم میزنم تا بتونم بهترین کلمه ای که بهم میخوره رو انتخاب کنم. مثل یه وسواس زبانی میمونه، حتی توی ترجمه اون کلمه هم همینطور.

آنا راست میگه، ما متفاوتیم اما متفاوت کلمه خوبی نیست برای توصیف. دقیق نیست، نمیرسونه، ما دیتراپتیویم، اخلالگریم و هر کدوم به نوعی این اخلال‌گری رو نشون دادیم. نمیگم اختلال گر چون برای من اخلال با اختلال فرق داره. اره من وارد یه جمع میشم و شروع میکنم به شکستن قانون‌ها، روی ادما تاثیر میگذارم و روال و روند معمول رو مختل میکنم، اره من قوانین خودم رو جا می‌اندازم و ادم‌ها رو تربیت میکنم تا به قوانین و روند من پایبند بشن، سیستم تشویق و تنبه میگذارم و میبینم که چطور ادم ها از جریان اب میرن کنار و وارد جریان سازی من میشن. اخلاگری من بده؟ نه، من بد نمیبینمش، توش به کسی اسیبی نمیرسه، صرفا جدا شدن از بقیه‌ست، پروسه دیکانستراکت و ریکانستراکته. اینکه تو خودت رو از قدرتی که توی هم اوایی با اکثریت به دست میاد بکشی بیرون و یه ماینور متفاوت بشی و سیستم قدرت سازی خودت رو راخ بندازی و رقابت کنی با اکثریت. تهش به رقابت میرسیم. رقابت، دروغ گفتم اگر یگم من به رقابت اعمیت نمیدم، من از رقابت سرتونین میگیرم، من از رقابت جون میگیرم اما تو این رقابت هر کاری میکنم که برتر باشم، بهتر باشم. حتی اگر مجبور بشم از روی یه جماعتی رد بشم. اونجاست که دیگه اخلال گری نمیکنم، اختلال گری میکنم، اونجاست که دیگه تو فقط طرف اشتباه در واینمیستی، تو دیگران رو توی shower room میگذاری و تمام. The gas Chambers.

برای همبن مراقب خودم هستم برای اینکه بتونم این رو کنترل کنم. یه کنترل واقعی. انا راست میگه ما متفاوتیم اما شاید تویهمین تفاوت هم با هم متفاوت باشیم. شاید من زیادی پیش رفتم، شاید من زیاد وارد جاهایی شدم که از اول نمیبایست واردشون میشدم، ناراحتم؟ نه. تو اگر دو تا مغز اضافه و چهار تا دست و هشت تا پا و یه لشگر از مینیون ها رو داشتی و یه سوپر پاور که بتونی باهاش اراده‌ات رو اعمال کنی ناراحت میشدی؟ شاید میشدی اما من نه. من نگرانم، نگران از اینکه نتونم از این درست استفاده کنک. نتونم بهترین باشم، نتونم تو رقابت با خودم، اون اون چیزی که میتونستم باشم برنده بشم. جالب نیست؟ من اخلالگرم و این اخلالگری چیزی نیست که بتونه دست اویزی بشه برای بیزاری از خودم. برای همین میگم که چگالیم بیشتر شده، دارم کوچکتر و جمع تر و کتمرکز تر میشم و هر چی از گستره‌ام کمتر میشه وزن بیشتری پیدا میکنم.



تاريخ : Mon 8 Dec 2025 | 11:34 AM | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.