کله ی صبحی! جمعه! بی اعصاب! به شدت مزدور، بی رحم و کله خر! جمعه رو عرض میکنم. نمیدونم این چه بلاییه که بر سر من نازل میشه. یا خوابم نمیبره کلا، یا وقتی میخوابم 4 صبح مثل خروس اخته شده ی متزلزل افسرده بیدار میشم. :|

طبق عادت هر روز که یه تیکه شعر فصیح و بلیغ و با اصل و نسب میاد توی ذهنم و تا پدر تک تک سلول های مغزیمو در نیاره و مادر لب مربوط به بخش مموری مغزم رو به عزاش ننشونه ول کن نیست الان هم قطعه ای شعر فاخر رفته روی ریپید مغزی و اختمالا تا چند ساعت دیگه تیکه های خورد شدهی لپ تاپ رو از روی تخت و بافت های پوششی روی و داخل جمجمه ی من پیدا میکنن! ممکنه اون قسمت مربوط به مموری رو هم از روی دیوار کنار دست جمع کنن. و من الله التوفیق!

پ ن: حس میکنیم سکسی شدیم، روی موجای مکزیکو ایم! :| 

پ ن: میخواستم چند تا چیز به باعث و بانی این امر بگم که ار بیخ رپ ایرانی رو انداخت تو مغز من، بعدا حضورا بهش میگم حالا

پ ن: حرفی نیست

پ ن:

پ ن: دوست دارم اصلا پ ن خالی بذارم!

پ ن: هر چقدر دلم بخواد پ ن میذارم

پ ن: لالالالالا لالالالا لالالا لالالا

پ ن: :P

پ ن: حیف که خوابم میاد!

پ ن: خودت دشمن فرضی داری!

پ ن: فریک هم خودتی



تاريخ : Fri 17 Jul 2015 | 6:40 AM | نویسنده : |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.